بیراهه

یادش بخیر دبیرستان، معلم شیمی گفت پسر خیلی خوبی هستی فقط تغییر نکن... خدایی به نصیحتش گوش کردم و همونجوری موووندم

تا امسال... امسال خیلی فشار روم بود، بعد از دوبار شکست عشقی و به هم زدن الکی و مسخره خاستگاری، دیگه خسته شدم.... خدایا خسته شدم از خوب بودن، از کمک کردن، از گذشتن، از بهترین بودن

خودت میدونی بنده خوبی بودم، پس چرا؟؟؟ میخاستی امتحان ام کنی؟ خودت که میدونی هر کس ظرفیتی داره، منو بیشتر از ظرفیتم امتحان کردی خداا

خودت هم که دیدی نتیجه اش چه گناهی شد! اره همون گناه! نمیگم تقصیر توهه ولی اگه بهش میرسیدم اینکارو نمیکردم!

دلم پره خدایا، اخلاقم گوووه شده، دیگه زمان برام دیر میگذره، همش میخوام بخوابم، دیگران دیگخ برام مهم نیستن

کمکم کن از این برهه از زندگیم هم در بیام، خدایا خیلی خسته ام

مشکلات مملکت به کنار، مشکلات شخصی هم دارم داغونم میکنه

/ 0 نظر / 23 بازدید